کد خبر:913
گزارش اختصاصی | از همدان تا بهشت؛ سالگرد شهادت سردار سعید اسلامیان
امروز ۱۷ دیماه، سالگرد شهادت سردار رشید اسلام شهید سعید اسلامیان، فرمانده عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) است که در سال ۱۳۶۷ در حین انجام مأموریت و در جاده همدان ـ تهران به شهادت رسید.
به گزارش ایثارنیوز، سردار رشید اسلام، شهید سعید اسلامیان، فرزند عباس، در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۳۸ در شهر همدان و در خانوادهای مبارزپرور دیده به جهان گشود. فضای ساده و مردمی خانواده و ارتباط نزدیک با اقشار مستضعف جامعه، از همان سالهای کودکی او را با رنج فقر، محرومیت و بیعدالتی آشنا کرد. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان هاتف همدان گذراند و از همان دوران، روحیه مسئولیتپذیری و حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی در رفتار و نگاهش آشکار بود.
جوانههای مبارزه سیاسی شهید سعید اسلامیان علیه رژیم ستمشاهی، در سالهای نوجوانی در وجودش شکل گرفت؛ زمانی که برادرش مسعود توسط ساواک دستگیر و به زندانهای مخوف ستمشاهی منتقل شد. این حادثه تأثیر عمیقی بر روح و اندیشه سعید گذاشت و او را بیش از پیش در مسیر مبارزه آگاهانه قرار داد.
سال پایانی تحصیلات دبیرستانی سعید، همزمان با روزهای اوجگیری نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی بود. او در این مقطع، با شور و اشتیاق فراوان، در پخش اعلامیهها و پیامهای حضرت امام خمینی (ره) نقش فعالی ایفا میکرد. در این مسیر، دو برادرش مسعود و پرویز همراه و همگام او بودند؛ همراهی و همدلی مقدسی که سرانجام تا مرز شهادت ادامه یافت و به شهادت هر سه برادر انجامید.
با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم دشمن بعثی، شهید سعید اسلامیان با تمام توان در میدان دفاع از انقلاب اسلامی و میهن حضور یافت. او به عنوان فرمانده عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع)، مسئولیتهای سنگین و سرنوشتسازی را بر عهده گرفت. در عملیاتهای بزرگ فتحالمبین، بیتالمقدس و رمضان، به عنوان فرمانده محور عملیاتی نقشآفرینی کرد. لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) از یگانهای کلیدی سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس بود و شهید اسلامیان از جمله افرادی بود که در شکلگیری و انسجام این لشکر، تلاشهای فراوانی انجام داد.
او در ادامه، مسئولیت قائممقامی فرماندهی لشکر را پذیرفت. نخستین مأموریت مهمش در این جایگاه، حضور در عملیات والفجر ۲ و بازپسگیری پادگان حاج عمران بود. همچنین در عملیاتهای والفجر ۵، خیبر و عاشورا حضوری مؤثر و تعیینکننده داشت و همواره به عنوان فرماندهای شجاع، دقیق و متعهد شناخته میشد.
پس از مدتی، شهید سعید اسلامیان به مدت یک سال فرماندهی سپاه پاوه و تیپ انصارالرسول را که از نیروهای بومی منطقه تشکیل شده بود، بر عهده گرفت. اما با توجه به نیاز لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) به حضور او و به درخواست فرمانده این لشکر، بار دیگر به یگان خود بازگشت و در عملیاتهای سرنوشتساز کربلای ۴ و کربلای ۵ نقشآفرینی کرد.
شهید اسلامیان تا پایان جنگ تحمیلی، حضوری مخلصانه، مستمر و اثرگذار در میادین عزت و شرف داشت. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، بارها به مادرش میگفت که احساس میکند از قافله شهدا جا مانده است و از او میخواست دعا کند تا خداوند، توفیق شهادت را نصیبش گرداند.
بعد از جنگ، با توجه به تعهد، تجربه و توانمندیهای او، از سوی ستاد فرماندهی کل قوا برای همکاری دعوت شد و در حوزه سازماندهی عملیاتها به خدمت مشغول گردید. سرانجام، سحرگاه هفدهم دیماه ۱۳۶۷، مصادف با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، پس از سالها مجاهدت و مبارزه، در حالی که از مأموریت مناطق مرزی به سمت تهران بازمیگشت، در جاده همدان ـ تهران به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود نائل آمد.
وصیتنامه شهید سعید اسلامیان، آیینهای روشن از ایمان، آگاهی و انتخاب آگاهانه اوست. او در آغاز وصیتنامه، با خدای خویش به نجوا مینشیند و جان خود را که عزیزترین هدیه الهی میداند، آگاهانه و با رضایت کامل در راه خدا تقدیم میکند. شهادت را بالاترین مرحله تکامل انسان و ردای سرخی میداند که عاشقان الهی را مجذوب میسازد و رسیدن به نفس مطمئنه را در گرو دل بریدن از دنیا و غلبه بر هوای نفس معرفی میکند.
شهید اسلامیان، اطاعت از خدا، رسول و اولیالامر را پیام اصلی خود به امت اسلامی میداند و تأکید میکند که اطاعت از امام، یک تکلیف الهی است. او یاری ولیفقیه را همانند یاری امام حسین (ع) در کربلا واجب میشمارد و از همه میخواهد در این مسیر، ثابتقدم باشند.
در بخشهایی از وصیتنامه، خطاب به پدر، مادر و همسرش، با زبانی سرشار از محبت و ایمان سخن میگوید؛ پدر را به صبر و آمادگی در راه خدا فرا میخواند، مادر را به شکرگزاری برای مقام والای مادر شهید بودن توصیه میکند و از همسرش بابت همراهی در سختیها قدردانی کرده و تربیت فرزندانش را به او میسپارد.
او در پایان، خطاب به برادران و همرزمانش، با صلابت و استواری اعلام میکند که هیچ تهدید و خشونتی از سوی جهانخواران شرق و غرب، نمیتواند او را از ایمان و دینش جدا کند و با صدایی رسا فریاد میزند که حتی اگر پیکرش را پارهپاره کنند، پیامش از دل امواج و خاکستر نیز طنینانداز خواهد شد: اسلام پیروز است.





